تبلیغات
قصه های خواندنی - ساده‎نویسی


داستان های جالب و خواندنی ، کوتاه و طنز
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:

گوگل رنک

پیج رنک

رتبه سنج گوگل


Admin Logo themebox

ساده‎نویسی

نوشته شده توسط:عباس
چهارشنبه 29 شهریور 1391-04:13 ب.ظ

این دقیقا همون کاریه که جلال آل احمد توش استاده شاید خیلیا فک کنن این موضوع برای ادبیات جدید عد از مشروطه باشه که نویسندگان شروع به نوشتن با زبانی نزدیک به زبان عامیانه کردند ولی اینطور نیس شاید خیلی ها هم فک کنن ساده نویسی یعنی اینکه از کلمات سخت و دشوار استفاده نکنیم  ولی اینطوری نیس ه نگا به متن زیر از تاریخ بیهقی بنازید(قسمتی از تاریخ  بیهقی که در دربار نامه های امیر را اینو و اونور میکرد)

:"وببردم و راه یافتم و برسانیدم و امیر بخاند و گفت :نیک امد."

منبع: اینجا


ساده‎نویسی


وظیفه نخست نویسنده، ساده و مفهوم نوشتن است.

بنابراین شیوانویسی در درجه دوم اهمیت قرار می‎گیرد. همچنین باید سادگی و روانی را طبیعی‎ترین اصل زیبانویسی شمرد؛ زیرا اگر نوشتاری ساده، هموار و بی‎گیر و گره نباشد، آرایه‎ها و بزک‎های لفظی، سودی به حال آن ندارند. بسیارند نویسندگانی که به هوس شیوانویسی، اصل مهم و رسالت نخست خود، یعنی ساده و روان نوشتن را فراموش می‎کنند. این گروه در زیبانویسی نیز راه به جایی نمی‎برند؛ زیرا نوشته‎ای که مفهوم، همواره و درست نباشد، به حتم زیبا نیز نخواهد بود. از هزاران شاعر و نویسنده‎ای که در زبان فارسی، اثرآفرینی کرده‎اند، اکنون نام و آثار کسانی باقی است که هنگام نوشتن یا سرودن، سادگی و صمیمت را بر فضل فروشی‎های بیمارگونه، ترجیح داده‎اند. به واقع ما در تاریخ خود، ساده‎گوتر و آسان‎یاب‎تر از سعدی و مولانا نداشته‎ایم و اگر هنوز آثار آنان خواندنی است، از رهگذر قدرت و اهتمامی است که در ساده‎گویی داشته‎اند.

شاید بدین‎رو است که قرآن کریم نیز همواره «مبین» و «عربی بودن» خود را یادآوری می‎کند. مبین، یعنی آشکار و آشکارکننده، و عربی نیز در مقابل عُجمه، یعنی سخنی که در آن گنگی و گره نیست. نگارنده، سراغ ندارد که قرآن مجید در جایی از آیات کریمش، به فصاحت و بلاغت خود ببالد؛ اما هماره روشنی و روانی خود را ستوده است.  

همچنین باید دانست که قلم، دو کار کرد متفاوت دارد: ادبی و زبانی.


 در کارکرد ادبی، قصد نویسنده بیشتر آفرینش‎های هنری و تولید متن‎های شاعرانه است. اما آنجا که قلم جز به مخابره پیام و محتوا نمی‎اندیشد، از منطقه ادبیات بیرون می‎آید و پا به عرصه زبان می‎گذارد. بنابراین بر نویسنده است که پیش از دست بردن به قلم، تکلیف خود و خواننده‎اش را روشن کند: آیا در پی تولید متن ادبی است یا فقط قصد بیان محتوای خاصی را دارد. در صورت نخست، مقداری سردرگمی و ناهمواری، نقص محسوب نمی‎شود؛ اما در کارکرد دوم، به هیچ بها و بهانه‎ای نباید سادگی و روانی را فدای فضیلت‎های دیگر کرد.

آری؛ سادگی و صمیمت قلم، نباید به ابتذال و محاوره‎نویسی بینجامد. برخی، دشوار‎نویسی را نشانه زیبایی و فضیلت قلم می‎پندارند و برخی دیگر نیز، چنان در ساده‎نویسی افراط می‎کنند که گویا فرقی میان نوشتار و گفتار نمی‎بینند. حال آنکه سادگی در میانه‎روی است، و میانه‎روی در اینجا یعنی یافتن راهی میان دشوارنویسی و گفتارنویسی. این را نیز بگوییم که راه میانه، از هر دو سخت‎تر است؛ چنانکه گفته‎اند:

  1. «ساده‎نویسی دشوار است و دشوارنویسی آسان».

ساده‎نویسی، نیاز به زمینه‎های ذهنی و چند عامل فنی دارد.

1- زمینه‎های ذهنی

1-1. اهتمام و اعتقاد به فضیلت سادگی در نوشتار.

2-1. پختگی و شفافیت مطلب در ذهن نویسنده. به سخن دیگر، فقط کسانی قادر به رعایت سادگی در نوشتار خود هستند که درباره آنچه می‎نویسند، خودشان دچار ابهام و گنگی نباشند. جمله‎های گنگ و سردرگم، حکایت از ذهنی آشفته و ناتوان می‎کنند.

3-1. پرهیز از ادای نویسندگان بزرگ را در آوردن و خودداری از فضل فروشی‎های قلمی.

4-1. مدیریت اطلاعات و صرفه‎جویی در داده‎ها. نویسنده نمی‎تواند در هر نوشته و یا هر جمله، همه آنچه را که می‎داند، در هم ادغام کند و بنویسد. بسیاری از نوشته‎ها، فقط به این دلیل ناخواندنی و دشوارند که بیش از ظرفیت خود، حامل معانی و مفاهیم ریز و درشت شده‎اند.

 

2- عوامل فنی


عادات درست قلمی و رعایت برخی نکات زبانی، در ساده‎نویسی بسیار موثرند. زبان، دستگاه پیچیده‎ای است که بهره‎وری از آن نیاز به تخصص و تجربه دارد. شماری از عادت‎های صحیح و بایسته‎های قلمی در ساده‎نویسی بدین قرار است:

2-1. نزدیکی اجزای اصلی جمله به یکدیگر.

پراکندگی اجزای اصلی جمله و فاصله افتادن میان آنها، فهم جمله را دشوار می‎کند. می‎‎دانیم که در جمله‎های ترکیبی، یکی «پایه» و دیگری «پیرو» است. به مثل، جمله مرکب «من تا وقتی هوا سرد است، از خانه بیرون نمی‎آیم» از دو جمله پایه و پیرو تشکیل شده است:

پایه من از خانه بیرون نمی‎آیم.

پیرو  تا وقتی هوا سرد است.

راه ساده‎تر کردن این عبارت، تفکیک جمله پایه از پیرو است. بدین ترتیب اجزای اصلی جمله پایه به یکدیگر نزدیک‎تر می‎شوند. «من» در جمله پایه،نهاد است و «از خانه بیرون نمی‎آیم» گزاره آن. بنابراین باید آن دو را تا می‎توان به هم نزدیک‎ کرد  «تا هوا سرد است، من از خانه بیرون نمی‎آیم».

افزودن قید زمان، قید مکان و عبارت‎های توضیحی با تکمیلی، نباید جمله را شلوغ و بی‎قواره کند. تفاوت دو جمله زیر در این است که در اولی، میان اجزای اصلی جمله پایه، فاصله افتاده و این فاصله در جمله دوم، کمتر است. به همین دلیل جمله دوم مفهوم‎تر و خوشخوان‎تر است:

 این مشکل را می‎توان با اجرای برنامه‎های آموزشی که فرهنگ جامعه را غنی‎تر می‎کند و همچنین با استفاده از امکانات و ابزارهای تبلیغی، حل کرد.

 با اجرای برنامه‎های آموزشی که فرهنگ جامعه را غنی‎تر می‎کند و با استفاده از امکانات و ابزارهای تبلیغی، می‎توان این مشکل را حل کرد.

2-2. تتابع افعال

یکی از ویژگی‎های زبان فارسی، آن است که در همه جملات آن باید دست‎کم یک فعل حضور داشته باشد؛ اما ضرورتی ندارد که فعل همیشه در پایان جمله بیاید. گاهی پیوستگی جمله اصلی به جمله توضیحی، موجب می‎شود که دو فعل در پایان جمله پشت سر هم ردیف شوند. ساده‎ترین راه حل آن است که افعال را در مکان‎های مختلف جمله سرشکن کنیم و مانع اجتماع آنها در کنار هم شویم.

 وی نخستین کتاب خود را در سال‎هایی که معلم فلسفه بود، نوشت.

 وی نخستین کتاب خود را در سال‎هایی نوشت که معلم فلسفه بود.

2-3. استفاده از کلمات مانوس

تاجایی که ممکن است، باید از واژه‎های غیر فارسی پرهیز کرد؛ اما این پرهیز، نباید به افراط گراید و موجب دشواری فهم جمله گردد. صرف فارسی بودن، مایه برتری و ترجیح نیست؛ و گرنه هر نویسنده ایرانی مجاز بود از کلماتی مانند «در شمیدن» به معنای «جذب» و «دشامد» به معنای «تصادف» و «چشماغیل» به معنای «اشاره و به گوشه چشم نگریستن» استفاده کند. سره‎نویسی مطلق، غیر از آنکه ممکن نیست، مطلوب هم نیست؛ زیرا نزدیک به 60% واژگانی که در فارسی امروز تداول دارند، عربی یا متعلق به یکی دیگر از زبان‎ها است. افزون بر این، بسیاری از این کلمات که گاهی آنها را بیگانه می‎خوانیم، چنان با فرهنگ و تاریخ ما آمیخته‎اند که از هر کلمه‎ای، ایرانی ترند.  

به مثل، چگونه می‎توان برای کلماتی مانند «دین»، «انسان»، «شعر»، «ادب»، «توکل»، «نعمت»، «کلاس» و هزاران واژه غیر فارسی دیگر، برابرهای فارسی نهاد و همان معانی را با همه بار معنایی و تاریخی آنها فهمید؟ آری، کاربرد «شکیبایی» به جای «صبر» و «سپاس» به جای «شکر» و صدها نمونه دیگر بهتر یا «به سوی بهتری» است؛ اما هماره باید به مانوس بودن کلمه و رواج آن نیز نظر داشت. در یک حکم کلی می‎توان گفت: « بیگانه مأنوس، گاهی بهتر از فارسی نامأنوس است».

4-2. کوتاه نویسی


جملات، هر چه کوتاه‎تر باشند، فهم آنها آسان‎تر است. دراز‎نویسی از بیماری‎های قلمی است و درمان آن در تجزیه جملات بلند به چند جمله کوتاه است:

 - زندگی انسان اگر چه سرشار از خطا و خطر است، هر روز ده‎ها و صدها نوع مشکل و مسئله پیش می‎آید که امید را از انسان می‎گیرد، ولی باید به آینده امید داشت و مطمئن بود که پیروزی از آن امیدواران و کسانی است که خود را تسلیم یأس و ناامیدی نمی‎کنند.

 - زندگی انسان، سرشار از خطا و خطر است و هر روز ده‎ها مشکل و مسئله پیشامد می‎کند. با این همه نباید خود را تسلیم یاس و خستگی کرد، که آینده از آن امیدواران است.

در مثال بالا، افزون بر تجزیه جمله بلند به چند جمله کوتاه، توضیحات کم‎سود نیز حذف شده است. چاره دیگر در کوتاه کردن جملات، چشم‎پوشی از توضیحات اضافی و کم‎سود است.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 30 شهریور 1391 11:34 ق.ظ

How long does it take to recover from Achilles injury?
شنبه 18 شهریور 1396 07:37 ب.ظ
If some one wants expert view regarding running a blog afterward i advise him/her to
go to see this weblog, Keep up the good job.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:39 ب.ظ
If you would like to increase your knowledge only keep visiting this site and be
updated with the hottest gossip posted here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر