تبلیغات
قصه های خواندنی - بدترین حالت ممکن


داستان های جالب و خواندنی ، کوتاه و طنز
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:

گوگل رنک

پیج رنک

رتبه سنج گوگل


Admin Logo themebox

بدترین حالت ممکن

نوشته شده توسط:عباس
چهارشنبه 22 شهریور 1391-12:35 ب.ظ

پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یك پاكت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود : برای پدر.
پدر با بدترین پیش داوری های ذهنی پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند.
:
پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار كنم، چون می خواستم جلوی یك رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو پیدا كردم، او واقعاً معركه است، اما می دونستم كه تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالكوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینكه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. ما مخفیانه عقد كردیم و او به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یك تریلی توی جنگل داره و كُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یك رویای مشترك داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.
اون چشمان منو به روی حقیقت باز كرد و به من گفت كه مواد مخدر و مشروب واقعا به كسی صدمه نمی زنه. ما گیاه خش...اش رو برای خودمون می كاریم، و برای تجارت با كمك آدمای دیگه ای كه توی مزرعه هستن، برای تمام معتادها و بیمارا می خوایم. در ضمن، دعا می كنیم كه علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا كنه و اون بهتر بشه.... اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من ١۵ سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت كنم. یك روز، مطمئنم كه برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی. لطفا بدنبال من نیا !
با عشق،
از طرف پسرت،
... پدر بعد از خوندن نامه عرق سردی رو كه رو پیشونیش نشسته بود بود رو پاك كرد انگار كه دنیا رو روی سرش خراب كرده بودند ... با خودش گفت آخه خدایا ... نتونست چیز دیگه ای به زبون بیاره ... روی زمین نشست و كاغذی رو كه در دست داشت رو برگردوند ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاورقی : پدر، راستش هیچ كدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من طبقه بالا هستم تو خونه دوستم فقط می خواستم بهت یادآوری كنم كه در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به كارنامه مدرسه كه روی میزمه. همیشه دوستت دارم!
راستی هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن!
به سجده رفت و اشك شوق در چشمانش حلقه زد .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

What do eccentric heel drops do?
شنبه 18 شهریور 1396 04:01 ق.ظ
I am no longer positive the place you are getting
your info, but great topic. I needs to spend some
time learning much more or understanding more. Thank you for magnificent information I was on the lookout for this info for my mission.
etsukosinrich.wordpress.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 09:41 ق.ظ
I got this site from my pal who told me about this website and now this time I am
visiting this web page and reading very informative articles or reviews at this place.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:48 ب.ظ
This is a topic that's close to my heart... Take care!
Exactly where are your contact details though?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر